تاريخ : دوشنبه هجدهم دی 1391 | 9:27 قبل از ظهر | نویسنده : زواری

مقدمه

. با افزایش نیاز بشر به چوب نیاز به افزایش کیفیت و نگهداری این ماده نیز احساس شد . از قدیم برای افزایش کیفیت خواص مکانیکی و شیمیایی این ماده از روش های خشک کردن و اشباع سازی استفاده می شده است که تا حد زیادی خواص مورد نظر چوب را بهبود می بخشیده است ولی به دلیل محدود بودن دامنه خواص تولید شد ه با این روش ها , چوب های صنعتی یا ترکیبی با بهره گیری از فناوری کامپوزیت ابداع شدند . ابتدا نئوپان بعد ام‌دی‌اف و بالاخره نسل جدید چوب ها به نام چوب پلاستیک از محصولات تولید شده با این فناوری هستند .این محصولات از نظر تمامی خواص از چوب طبیعی بهتر هستند به همین خاطر به سرعت جایگزین چوب های طبیعی شدند . استفاده از این نوع محولات چایگزین باعث شده تا در جهت حفظ محیط زیست نیز گام بزرگی برداشته شود .

ام‌دی‌اف‌ها ازجمله محصولات جایگزین هستند که به دلیل داشتن بافت متراکم و هموار که به راحتی قابل روکش شدن و رنگ آمیزی است همراه با داشتن خواصی نظیر راحتی کار با آن وبهبود خواص آن درجهت تبدیل شدن به محصولی مقاوم د ربرابر عوامل محیطی و بیرونی در ساختمان سازی مورد بهره برداری قرار گرفت.

بعضی از خواص ام‌دی‌اف های خاص عبارتند از :

ـ ام‌دی‌اف نازک

این فیبرها از ضخامت 8/1 تا 6 میلی متر به بالا قابل تولید هستند و می توانند جایگزین تخته لایه نازک یا تخته فیبر سخت شوند . از مزایای این نوع ام‌دی‌اف داشتن سطحی صاف در هر دو روی تخته و ظاهری یکسان است و می توان از آن در ساخت سطوح خمیده استفاده کرد . همچنین در داخل ساختمان برای ساخت پارتیشن و و سقف نیز کاربرد دارد .

ـ ام‌دی‌اف ضخیم

این ام‌دی‌اف ها که از ضخامت 30 تا 60 میلی متر را دارا می باشند در ساختمان سازی و طرح های مهندسی در هر کجا که توانایی تحمل بار سنگین مورد نظر باشد کاربرد دارند . از مزایای این محصول قابلیت ماشین کاری خوب است و برای روکش شدن توسط روکش های چوبی یا لایه های تزیینی در اشکال قالبی مناسب هستند.

ـ ام‌دی‌اف با فرمالدیید کم

از اجزای سازنده ام‌دی‌اف ها چسب ها هستند که در ساخت آنها رزین به کار رفته است . رزین های مورد استفاده در ساخت این محصول معمولا از نوع رزین اوره فرمالدیید می باشد .میزان فرمالدیید این رزین ها نباید در هر 100 گرم از 30 گرم بیشتر باشد .تخته های ام‌دی‌اف که که دارای فرمالدیید در این محدوده هستند برای مکان هایی مناسبند که دارای تهویه کافی باشند تا امکان خروج فرمالدیید متصاعد شده وجود داشته باشد .

اما در بعضی اماکن این مقدار فرمالدیید نیز باعث بروز مشکل می شود . پس لازم است فیبرهایی با مقدار کمتر فرمالدیید تولید شود . این نوع فیبر در هر 100 گرم دارای حداکثر 9 گرم فرمالدیید می باشد. استفاده از این نوع ام‌دی‌افدر مکان هایی که تهویه به خوبی صورت نمی گیرد مانند پناهگاه ها و مناطق مرطوب مناسب است . همچنین گاز فرمالدیید باعث خوردگی فلزات می شود پس در داخل ویترین ها و موزه ها نیز استفاده از محصول کم فرمالدیید مناسب است تا میزان خوردگی را به حداقل برساند.

ـ ام‌دی‌اف مقاوم در برابر رطوبت

در تولید این نوع ام‌دی‌اف با بهبود چسب های رزین اوره فرمالدیید معمولی یا استفاده از چسب های ضد رطوبت محصولی ساخته شده است که می تواند تا رطوبت نسبی 80% و کمی بیشتر را تحمل کند . این محصول برای استفاده در مکان هایی که به طور مستمر تماس با آب وجود دارد مانند آشپزخانه ها و حمام ها مناسب است .

ـ ام‌دی‌اف ضد آتش (کند سوز)

در ام‌دی‌اف های معمولی ضریب پخش شعله مشابه سایر محصولات چوبی است . برای کاهش سرعت انتشار شعله در ام‌دی‌اف و ایبجاد مقاومت در برابر آتش از نمک های تاخیر انداز شعله استفاده می کنند . به این منظور در مراحل ساخت فیبرها انها را با نمک های تاخیرانداز شعله اشباع می کنند . البته به دلیل محلول بودن این مواد در آب به مرور مقداری از الیاف از سطح فیبر جدا می شود که این امر موجب کاهش مقاومت در برابر رطوبت می شود .

ـ ام‌دی‌اف با وزن مخصوص بالا( HDF ) و ام‌دی‌اف با وزن مخصوص پایین (LDF )

ام‌دی‌اف های معمولی دارای دانسیته 700 تا 800 کیلوگرم بر متر مکعب هستند . بر اساس کاربرد ام‌دی‌اف ها به ام‌دی‌اف هایی با وزن مخصوص بالاتر یا پایین تر نیاز است . برای ساخت ام‌دی‌اف ها با دانسیته بیشتر از 800 (HDF) از افزایش رزین به الیاف و افزایش دانسیته حجمی الیاف و افزایش فشار پرس استفاده می کنند . سطح کاملا فشرده شده و لبه های محکم در این تخته ها موجب می شود که حداقل عملیات نهایی برروی قطعه کار صورت بگیرد .

همچنین در بعضی موارد که نیاز به استحکام بالا وجود ندارد و خواصی نظیر عایق صدا بودن مد نظر باشد ازام‌دی‌اف هایی با وزن مخصوص پایین استفاده می شود که دارای دانسیته 550 تا 650 کیلوگرم بر متر مکعب هستند .

ـ ام‌دی‌اف ها ی مقاوم در برابر حشرات

استفاده از رزین های خاص در ساخت ام‌دی‌اف ها موجب مقاوم شدن این محصول در برابر رطوبت می شود . از طرفی استفاده از این رزین ها و مواد ضد حشره موجب می شوند که محصول از حمله آفات در امان بوده و دوام بیشتری داشته باشد . بیشترین استفاده این نوع ام‌دی‌اف ها در تولید بعضی کف پوش هاست .

نتیجه گیری

افزایش جمعیت و استفاده از چوب در ساختمان سازی موجب شده که نیاز به چوب افزایش یابد . از طرفی نیاز به محصولات چوبی با کیفیت بالاتر نیز احساس می شد . این نیاز همراه با محدود بودن منابع چوب موجب شده تا بشر به فکر یافتن جایگزین های مناسبی برای چوب طبیعی بیفتد . دراین میان تولید چوب های ترکیبی که یکی از انواع آن ام‌دی‌اف ها می باشند راه حل مناسبی تشخیص داده شد . محصول به دست آمده دارای خواصی بهتراز چوب طبیعی د رهمه موارد است و علاوه بر آن به دلیل راحتی کار با آن به سرعت جایگزین چوب طبیعی شد . از طرفی بسته به نیاز و نوع کاربرد این نوع چوب , می توان با تغییر فرایند تولید یا با استفاده از رزین های مختلف و افزودنی های خاص محصولی تولید کرد که کاملا منطبق با نیازهای جوامع بشری باشد . ایجاد تغییرات مطلوب در این تخته ها به قدری زیاد است که امروزه از محصولات تهیه شده از این فیبرها می توان د رخارج از ساختمان هانیز استفاده کرد . درساخت بعضی ادوات ورزشی , تابلوهای تبلیغی وسایل مورد استفاده در پارک ها یا ساخت کابین قایق ها این محصولات کاربرد دارند .



تاريخ : جمعه هفتم آبان 1389 | 5:35 بعد از ظهر | نویسنده : زواری


تاريخ : جمعه هفتم آبان 1389 | 5:24 بعد از ظهر | نویسنده : زواری


تاريخ : جمعه هفتم آبان 1389 | 5:19 بعد از ظهر | نویسنده : زواری
 

تاریخچه هنر معرق روی چوب● مقدمه تاریخی
معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.
تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.
کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .
از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.
وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ، نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد. یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:
مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.
سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال ۱۳۰۹ ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال ۱۳۴۶ به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال ۱۳۵۷ به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.
از سال ۱۳۶۰ به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال ۱۳۶۲ تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.
در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال ۱۳۱۰ تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه، منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.
این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.
در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.
نخستین تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال ۱۳۱۳ با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال ۱۳۱۴ با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.
عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .
نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای ۱۳۱۷ و ۱۳۱۹ است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اکنون در موزه هنرهای ملی نگهداری می شوند.
به دنبال این دگرگونی ها، در سال ۱۳۱۶ احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.
تا سال ۱۳۳۴ اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )
در سال ۱۳۳۵، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.
این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های ۳۶ یا ۳۷ یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.
در ادامه این تحولات در سال ۱۳۴۴ محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.
در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، «معرق خاتم» چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.
در سال ۱۳۳۷ در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های خاتم با رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال ۱۳۴۲ توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال ۱۳۴۹ اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.
در ادامه این دگرگونی ها در سال ۱۳۴۹ تابلویی به سبک امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.
از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که این تحولات عبارتند از :
▪ نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).
▪ استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)
▪ نمایش نقش در دو سطح (دو پلانه)
▪ نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)



تاريخ : جمعه هفتم آبان 1389 | 5:3 بعد از ظهر | نویسنده : زواری

 

 

چوب سخت
عموماً چوبهاي سخت به خوبي و به آرامي ميسوزند و ذغالهاي بادوامي را به جا ميگذارند. درختهاي آنها پهن برگ هستند. برگ اکثر آنها در پاييز مي ريزد. چوبهاي سخت لزوماً هميشه محکمتر و مقاومتر از چوبهاي نرم نيستند.

چوب نرم
آتش توليد شده آنها داراي حرارت زيادي است ولي عمر کوتاه دارد. اين درختها برگهاي سوزني دارند. اکثراً هميشه سبز هستند (در پاييز برگهايشان نمي ريزد)، البته غير از انواع کاج اروپايي، سرو و سياه کاج با ميوه هاي مخروطي شکل.

چوب مناسب آتش
بايد از موارد زير اطلاع حاصل کنيد:
حرارت توليدي انواع مختلفي از چوبها هر چوب سبز و تازه چگونه ميسوزد؟
ذغال کداميک بادوام بوده و چه چوبي سريعاً به خاکستر تبديل ميشود؟
آتش گرفتن چه چوبي با جرقه همراه است؟
اين امر ميتواند باعث سوراخ شدن کيسه خواب، لباسها و چادر شده و يا منجر به آتش سوزي در جنگل شود.
درجه سختي انواع چوب در ايجاد برش درجه سهولت و سرعت در آتش گرفتن.

خشکاندن چوب
از قطعه قطعه کردن يک درخت سبز و زنده چوب سبز بدست مي آيد. يعني هنوز شيره گياهي در سلولهاي آنها وجود دارد. و وقتي که اين چوبها خشک ميشوند به آنها کنده گفته ميشود که اين نوع چوب معمولاً آتش بهتري ايجاد ميکند. زمان خشک شدن چوب هر درخت به سن درخت هنگام قطع شدن (درختان پيرتر شيره کمتري دارند)، فصل بريده شدن و آب و هواي منطقه رشد درخت بستگي دارد. مدت زمان متوسط براي خشکاندن چوب درختان سيب، بلوط و گردوي آمريکايي تقريباً يک سال و (زير تابش نور خورشيد تنها چند ماه) ميباشد.
چوب سبز: اين چوبها هنوز خشک نشده اند. همه چوبها خاصيت خشک شدن را ندارند پس نميتوان از آنها به عنوان سوخت استفاده کرد. از چوبهاي سبز ميتوان به عنوان بازتابنده و يا محافظ ظروف استفاده کرد.
چوب خشک: انقباض سبب ميشود اين چوبها از مرکز دچار ترک خوردگي شوند ولي اين مسئله به اين معني نيست که الزاماً راحت تر تکه تکه ميشوند. خاصيت تکه تکه شدن هر چوب به مشخصات آن برمي گردد.

چرا چوب مي‌سوزد؟ ... تغييرات شيميايي
براي اينکه مقادير مختلف چوب بسوزد به ميزان کافي اکسيژن و حرارت کافي نياز هست. درصورت فقدان يکي از اين عوامل چوب آتش نخواهد گرفت. ميزان اکسيژن مورد نياز و دماي مورد نياز بنا به نوع چوب متغير است. تغيير و تحولات شيميايي در داخل چوب، در غياب اکسيژن و با درجه حرارت بالا اتفاق مي افتد که درنتيجه چوب شکسته شده، گازهايي آزاد ميشوند که باعث آتش گرفتن بيشتر چوب ميشود. هرچه درجه حرارت بيشتر باشد ميزان گازهاي توليدي بيشتر است.
چوبهايي که به آتش اضافه ميشوند، قبل از آتش گرفتن به دماي 282 سانتي‌گراد مي‌رسند. درعين حال تحولات دروني شيميايي گازهاي ذکر شده را آزاد کرده و درنتيجه چوبها آتش ميگيرند. گازها براي سوختن اکسيژن کافي و درجه حرارت 537 درجه سانتي‌گراد. يک جرقه براي شعله ور شدن اين گازها کافيست.

ذغال سنگ
ذغال سنگ انباشته اي از باقيمانده گياهان است که هزاران سال در باتلاقها و لجنزارها روي هم جمع شده اند. کمبود اکسيژن مانع تجزيه کامل باقيمانده گياهان ميشود. ذغال سنگ را ميتوان با تراشيدن، مانند قالبهاي برفي، از زمين جدا نمود. در طول زمان استخراج (برداشت ذغال سنگ) به سرعت خشک شده و قابل استفاده ميشود. در مناطق مختلف دردسترس است. از آن براي ساختن آتش، به خصوص در زمانهاي گذشته، استفاده ميکردند.

انتخاب صحيح چوب
مشخصات درختان مختلف جهت درست کردن آتش
نوع مثال مشخصات ويژه
چوبهاي نرم وقتي که خوب خشک شوند به عنوان سوخت براي پخت و پز استفاده ميشوند. به راحتي مي شکنند و خراش برميدارند و زود آتش ميگيرند. چوبهايي که کنار نهرها و رودها ميرويند از اين دسته هستند. پس از چوبهاي شناوري که از آب ميگيريم ميتوان به عنوان سوخت استفاده کرد.
چوبهاي نرم کاج سفيد، به سرعت آتش گرفته و سريع خاموش ميشوند.
صنوبر، لاله درختي
کاجها به خاطر چوب سختي که دارند به عنوان سوخت مورد استفاده قرار ميگيرند درصورت خشک بودن مناسب اند.
سياه کاج
انواع کاج ميلاد يک سوخت ضعيف است و از آن به عنوان آتش گير استفاده ميشود، شعله اوليه آن براي درست کردن آتش مناسب است.
انواع کاج سياه وقتي که خشک هستند بسيار زود آتش ميگيرند، ولي موقعي که خيس هستند به سختي آتش ميگيرند.
انواع کاج زرد خوب ميسوزند چون شيره داخلي آنها به جاي اينکه مايع باشد حالت صمغي دارد.
بلوط قرمز براي سوخت بايد از تکه هاي کوچک آن استفاده کرد.

مشخصات درختان مختلف جهت درست کردن آتش
نوع مثال مشخصات ويژه
چوب سخت گردوي آمريکايي آتش با حرارت بالا و ماندگاري زياد،
بهترين چوب (چه سبز و چه خشک)، که ذغال سنگ سخت با گرماي بالا
شاه بلوط، درخت آهن، به جا ميگذارد.
مانگويي، لاله درختي.
ذغال اخته، سيب جنگلي ميسوزد و خاکستري سفيد رنگ از
بلوط سياه خود به جاي ميگذارد.
شاه بلوط خشک و آتشي با حرارت بالا دارند، جرقه هاي
سپيدار زرد زيادي ايجاد ميکنند، از خود ذغال به
نميگذارند مانند بالا آتش با حرارت زياد، جرقه زياد، بدون ذغال
افراي شکري زود آتش ميگيرند، شعله خوب ذغال
خوب دارد.
اقاقيا، شاه توت جهت انبار کردن مناسب است، به راحتي بريده ميشود و وقتي که سبز است به راحتي مي‌شکند، شاخه هاي نازک آن به خوبي ميشکند و به آرامي ميسوزد.
زبان گنجشک به راحتي بريده ميشود، براي حمل نسبت به سايز چوبهاي سخت سبکتر است، خشک آن
به خوبي آتش ميگيرد شعله آن آبي و با دوام است.
خيار و شاه بلوط هندي خشک آن سوخت خوبي است و نمي شکند.
سپيدار شمالي خشک آن حرارت بالايي دارد و تقريباً دود نميکند، بادوام است. لوازم پخت و پز را سياه نميکند پس مناسب اين کار است.
توسکا به آساني آتش ميگيرد ولي دوام ندارد.
نارون سفيد و قرمز آتش آنها بسيار ضعيف است.

روش چيدن چوبها براي داشتن آتش ايده آل
اگر چوبها به هم نزديک باشند: در اين حالت آتش دچار کمبود هوا ميشود و درجه حرارت افت کرده و خاموش ميشود. دميدن هوا و حد فاصل بين چوبها به بقاي آتش کمک ميکند. اگر چوبها را روي صفحه فلزي مشبکي قرار دهيم عبور هوا از زير اين شبکه باعث شعله ور شدن دوباره چوبها ميشود.

فاصله مناسب: تعادل مناسب بين هوا و حرارت باعث ميشود آتش خوبي داشته باشيم. هر چه چوبها بهتر بسوزند، فضاي بين آنها بيشتر ميشود و بايد کم کم چوبها را به هم نزديکتر کنيم و در مواقعي هم تعداد چوبها را بيشتر کنيم تا آتش خاموش نشود.

تکه تکه کردن چوب: چوبهاي تکه تکه شده براي افروختن آتش بسيار مناسب هستند زيرا به راحتي آتش گرفته و به راحتي مي سوزند.

فاصله زياد: در اين حالت گرماي آتش از بين ميرود، چون درجه حرارت براي يک آتش خوب مناسب نيست و آتش به تدريج خاموش ميشود.

ذغال يا چوب؟
مزاياي چوب: راحت تر ميسوزد، به راحتي حمل ميشود. تميزتر است و بوي حاصل از آتش آن بسيار مطبوع است.

مزاياي ذغال: نسبت به حرارت و گرمايي که ميدهد جاي کمتري را ميگيرد و حجم مشخصي از آن به مدت زيادي ميسوزد. حرارت آن خيلي هدر نمي رود، لذا توصيه ميشود براي ايجاد حرارتي ملايم و يکنواخت از ذغال استفاده شود.
ذغال چوب
ذغال چوب حرارت بالايي دارد. دود نميکند و کمترين وزن را به عنوان سوخت داراست. چوبي که در مجاورت هواي مناسب بسوزد کاملاً آتش ميگيرد و اگر هوا محدود شود، دود نميکند. در اين مواقع آتش به اصطلاح خفه شده و چوب به ذغال تبديل ميشود. براي درست کردن ذغال، چوبها را به صورت متراکم و درون گودالي قرار دهيد سپس روي آن را با خاک بپوشانيد و از چند جاي مختلف آنها را آتش بزنيد و با محدود کردن هوا سعي کنيد آتش ملايم شود. در دماي 500 فارنهايت (260 سانتي گراد) فرايندهاي شيميايي باعث ميشود که درجه حرارت چوبهاي درحال سوختن افزايش يابد که اين امر مصرف هواي اطراف چوبها را بالا برده و کم کم آنها را به کربن تبديل ميکند. اين روند شايد روزها طول بکشد، که البته به سوخت مصرفي براي سوزاندن چوبها بستگي دارد. پس از اتمام فرآيند ذغالها را در همان گودال سرپوشيده نگهداري ميکنيم چون در مجاورت هوا امکان دارد دوباره شعله ور شوند و به خاکستر تبديل شوند. کيفيت اين نوع ذغال بستگي به نوع چوب مصرفي اوليه دارد.

مشخصات چوبهاي گوناگون (چوب آتشگير- خاکستر- چوب سبز)
نوع مثال مشخصات ويژه
چوبهاي ريشه دار زيرفون، زبان گنجشک، چوبهاي قابل آتش گرفتن درحالتي
بکان، اقطي سياه، کاج، که سبز هستند. اين چوبها براي
سپيدار، تبريزي، استفاده به عنوان کنده پشت آتش،
سپيدار زرد، لاله درختي، کنده هاي جانبي آتش، و براي پخت
ساسافراس، ترشک درختي، و پز و به عنوان نگهدارنده ظرف
چنار و بلوط درختي. غذا بر روي آتش مناسب هستند.
کنده هاي مرده کاج. بايد بدانيم که اگر پوست خارجي آن آتش نگيرد زبانه ميکشد و به سرعت خاموش ميشود مگر اينکه از مقادير زيادي مواد سوختي استفاده کرد.
چوب سبز. در پاييز و زمستان بهتر ميسوزند چون شيره آنها کمتر است. درختاني که درکنار آب رشد کرده اند به سختي ميسوزند. درختاني که در ارتفاع زياد و مناطق خشک مي رويند بهتر از درختاني که در خاک مرطوب مي رويند، مي سوزند.
شاه بلوط. اگر در قطعه هاي کوچک بريده شود به خوبي مي سوزد.
چوبهاي آتشن سرو سفيد، به صورت ذغالهاي مرده مي سوزند،
شاه بلوط. به طوريکه هيچ شعله اي ندارند و
بودار هستند و مي ترکند.
اقطي، سرو قرمز، شوکران، چوبهايي که دير آتش ميگيرند.
ساسافراس، لاله درختي، بکان
و صنوبر.
کاجهاي نرم. چوبهايي که دير آتش ميگيرند.
راش، بلوط و گردوي آمريکايي. هنگام سوخت مي ترکند.
چوبهاي ريشه دار زبان گنجشک ابي، اقطي، بلافاصله روشن ميشوند و زود
گيلاس، نارون، افرا، چنار، خاکستر ميشوند.
نارون قرمز و شوکران.
گردوي آمريکايي، زان، افرا، به سختي تکه تکه ميشوند.
نحان و نارون
وقتي سبز هستند به راحتي
تکه تکه ميشوند.

حمل چوبهاي نيم سوز
درصورت نبودن کبريت ميتوان براي روشن کردن آتش از چوبهاي نيم سوز استفاده کرد. محفظه هايي که براي اين کار ميتوان استفاده کرد: قوطي حلبي، شاخ حيوانات، محفظه هاي ساخته شده از پوست درختان و يا جعبه اي از چوب سخت درختان. براي اين کار محفظه را با خاک نرم پوشانده و روي آن را با خاک برگ بپوشانيد. هر از چند گاهي چوبهاي نيم سوز را بررسي کنيد و درصورت نياز آنها را بدهيد تا از شدت افروختگي آنها کاسته نشود. اگر به خوبي از آنها نگهداري کنيد شايد بتوانيد تا چندين روز چوبها را با خود حمل کنيد.
خاک برگهاي روي چوبها مانع رسيدن هوا به چوبها ميشود از جهتي مقداري هوا بايد به اين نيم‌سوزها برسد و اگر نه به زودي خاموش ميشوند.
 

چوبهاي پوسيده
انرژي ذخيره شده در چوبهاي پوسيده کاهش مي يابد. چوبهاي پوسيده خشک به سرعت آتش گرفته و مي سوزند ولي حرارت آنها محدود است. از تراشه هاي روي چوبهاي پوسيده ميتوان به عنوان آتش گيرانه استفاده نمود. فرآيند پوسيدن توسط قارچ، با کمک اکسيژن هوا، رطوبت و دماي 60 تا 90 درجه فارنهايت صورت ميگيرد. چوبهاي کاربردي در منازل به دليل خشک بودن نمي‌پوسند.